باهم صبحونه خوردیم..
یه ذره شیطنت کردیم..
خوابیدیم..
بعدشم ناهار خوردیم..
دیگه باهم صحبت کردیم..
بعدشم حاضر شدیم رفتیم بیرون..
آقایی برام پاستیل و سیب زمینی خرید..
نوش جان کردیم..
بعدشم رفتیم سمت خونمون...
دوباره شام جیگر بر بدن زدیم..
بعدم آقایی منو رسوند خونه...
+مرسی که هستی عشقم
![]() |
![]() |
برچسب: پاستیل سیب,
نویسنده: نیکا عباسیان