منم که تازه از خواب بیدار شده بودم ولی هنوز تو رختخواب بودم..
جوابشو دادم گفت پاشو کاراتو انجام بده دارم میام ببینمت..
منم که هنوز گیج بودم گفتم چی؟؟
که تلفن قطع شد..دوباره زنگ زد..منم گفتم باشه کارامو انجام میدم..
دیگه پا شدم یه لیوان شیر خوردم..
بعدم کم کم کارامو انجام دادم و حاضر شدم..
که آقایی زنگ زد گفت بیا پایین..
کلی از دیدنش ذوق زده شدم..
رفتیم باهم ناهار پیتزا و بال سوخاری نوش جان کردیم..
که خیلی خیلی چسبید..
دیگه با آقایی رفتیم برای جفتون قاب گوشی خرید..
(کلی تشکر عشق جان
)
در راه برگشت به خونه هم یخ در بهشت خوردیم...
آقایی منو گذاشت خونه..خودشم رفت سمت خونشون..
![]() | ![]() |
ما را در سایت غریبه آشنای زندگی من دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 327