خرید بک لینک
دیروز ساعت 5 از خونه اومدم بیرون..

رفتم انقلاب پیش آقایی..

از اونجا رفتیم دوستش رو ببینه..

دیگه یه ساعتی اونجا بودیم بعدشم رفتیم خونه آقایی..

دیگه تا رسیدیم یه ذره استراحت کردیم..

آقایی قلیون درست کرد..

برام آب طالبی گرفت..

باهم نوش جان کردیم..

دیگه فیلم شیفت شب رو گذاشتم با عشقم نگاه کنیم..

در حین فیلم دیدن رفتم گوجه و خیار شستم سالاد درست کردم..

دیگه شام رو داغ کردم خوردیم..

بعدشم ظرفا رو جمع کردم و شستم...

یه ذره موزیک گوش کردیم..

شیطنت کردیم..

خلاصه اینقدر آقایی رو اذییت کردم تا 5 صبح نخوابیدیم..

تازه پنج خسته شدیم خوابمون برد..

صبح هم ساعت 11 از خواب بیدار شدیم..

صبحونه خوردیم..

آقایی رفت دوش بگیره منم کارتون نگاه میکردم..

دیگه دو اینا بود آقایی ناهار داغ کرد..

با دو پیک خوردیم..

ظرفا رو شستم و حاضر شدیم اومدیم بیرون..

رفتیم سمت جنت آباد بستنی خوردیم..

آقایی منو رسوند خونه..

+یه شب فوق العاده رو کنارت گذروندم...

+خیلی بهم خوش گذشت..

+عاشقتم..تو هم همیشه عاشقم بمون..

برچسب: نویسنده: نیکا عباسیان تاريخ: شنبه 27 شهريور 1395 ساعت: 17:06

صفحه بندی