عیدی های آقایی رو بهش دادم..(راستی عید غدیر خم مبارک)
اونم کلی تشکر کرد..
رفتیم سمت یه جیگرکی...
جیکر و خوئک(غذای مورد علاقه من) رو خوردیم..
و بعد هم دست در دست عشقم سوار ماشین شدم...
نزدیک خونه آب طالبی تگرگی میل کردیم...
بعدشم آقایی منو رسوند خونه..
برچسب:
نویسنده: نیکا عباسیان