
امروز صبح رفتم پیش آقایی.. باهم صبحونه خوردیم.. یه ذره شیطنت کردیم.. خوابیدیم.. بعدشم ناهار خوردیم.. دیگه باهم صحبت کردیم.. بعدشم حاضر شدیم رفتیم بیرون.. آقایی برام پاستیل و سیب زمینی خرید.. نوش جان کردیم.. بعدشم رفتیم سمت خونمون... دوباره شام جیگر بر بدن زدیم.. بعدم آقایی منو رسوند خونه... +مرسی که هستی عشقم xa0...
ادامه مطلب