غریبه آشنای زندگی من

متن مرتبط با «شبی که من مکیدم» در سایت غریبه آشنای زندگی من نوشته شده است

شبی که من خرابش کردم:(

  • نیلوبلاگ

    امروز با آقایی قرار داشتیم بیاد دنبالم بریم بیرون.. ساعت 7 اینا بود آقایی اومد دنبالم.. براش لقمه سیب زمینی سرخ کرده درست کرده بودم... بهش دادم لقمه ها رو نوش جان کرد.. رفتیم یه جایی که برای محرم همیشه توش رو درست میکردن.. تو بین این راه من دلم از حرفای نیما گرفته بود... خلاصه تا آخر شب باهم جر و بحث داشتیم.. ولی وقتی منو گذاشت خونه دیگه باهم آشتی کردیم.....

    ادامه مطلب
  • خواب موندن من و دیدن مامان جون:)

  • نیلوبلاگ

    امروز قرار بود ساعت 9 پیش آقایی باشم.. ولی خواب موندم..آقایی بیدارم کرد.. ساعت12 رسیدم پیشش.. رفت چندتا از کاراشو انجام داد..باهم رفتیم خونشون.. از دیدن مامان جون کلی خوشحال شدم.. باهم حرف زدیم..ناهار خوردیم.. بعدشم من رفتم تو اتاق آقایی کنار دستش نشستم اونم کاراشو انجام میداد.. کاراش که تموم شد..از مامان جون خداحافظی کردیم.. آقایی تا یه جایی منو رسوند..بعدشم خودم اومدم خونه.....

    ادامه مطلب