
امروز سریع ناخنامو لاک زدم و رفتم پیش آقایی.. بعدم آقایی رفت برام کلی خوراکی خرید.. اومد تو ماشین خوراکیا رو که دیدم کلی هیجان زده شدم.. بعدم رفت چندتا از کاراشو انجام داد.. باهم رفتیم باغ پرندگان.. اونجا هم که دیگه من ذوق مرگ شدم.. وای چقدر پرنده های خوشگل اونجا بودن.. دیگه دو ساعت اونجا بودیم.. اومدیم تهران.. یه ناهار خوشمزه خوردیم.. آقایی رفت سمت شرکت منم تو ماشین منتظرش موندم.. اومد باهم رفتیم یخ در بهشت خوردیم.. بعدشم منو رسوند خونه.. +خیلی میخوامت.. مخصوصا وقتایی که من کلافه میشم میدونی چه...
ادامه مطلب